Friday 30 October 2020
FA EN
پوسته

Synopsis

مردی بعد از 14 سال که از زندان آزاد می شود گرفتار طرح و توطئه ای می شود که بار دیگر او را راهی زندان می کند.
Director:مصطفی آل احمد
Producer:
مصطفی آل احمد، محمد آفریده
Screenwrite:
Cast:
حمید فرخ نژاد ، الناز شاکردوست ، مریم کاویانی
Filming Director:
محمد آلادپوش
Sound Manager:
محمد امامی
Editing:
سهراب خسروی
Iran Artists House

Iran Artists House

Honarmandan Park, Iranshahr St., Tehran

021-88310457

More Details
Museum Cinema

Museum Cinema

Bagh Ferows, Valiasr S

22723535

More Details
Azadi Pardis

Azadi Pardis

Vozara, Abbas Abad St., Tehran

021-84480

More Details
Mashhad, Hoveize Pardis

Mashhad, Hoveize Pardis

Golestan Sq., Daneshgah St., Mashhad

0511-8437575

More Details
Kourosh Pardis

Kourosh Pardis

Num. 57, near Central Payambar, Shahid Satari Hgw, Tehran

44971930-40

More Details
Kourosh Pardis

مصطفی آل احمد
مصطفی آل احمد متولد سال 1349 در تهران است. دانش آموخته نقاشی و کارگردانی تئاتر است و فعالیت سینمایی خود را در سالهای دهه 1370 و با طراحی صحنه در سینما و تلوزیون شروع کرد. نخستین فیلم سینمایی او با نام پوسته در سال 1387 ساخته شد. او تاکنون چندین فیلم کوتاه، انیمیشن و مستند نیز ساخته است. فیلمهای کوتاه او به جشنوارههای گوناگونی چون مونترال(کانادا)، پوسان (کره جنوبی)، توکیو(ژاپن)، تو اکران(سوئیس)، تامپره(فنلاند)، کلارا(هند) و مونتی کاتینی(ایتالیا) راه یافت و موفق به دریافت مدال یونیکا و مدال نقره ایبنز و برنده بهترین فیلم اکسپریمنتال جشنواره ملل اتریش شد. او همچنین با شبکه های تلوزیونی آلمان و فنلاند همکاری داشته و برای آنها فیلمهای مستند و انیمیشن ساخته است. آل احمد عضو هیات موسس انجمن فیلم کوتاه ایران است.

Kourosh Pardis

مصطفی آل احمد
هشت سال پیش هنگامی که نگارش فیلم سینمایی پوسته را آغاز کردم، ۱۳۸۴ بود، تا ۱۳۸۶، سپس یک سال طول کشید تا اداره نظارت سینمایی قبول کرد که پروانه ساخت آن را صادر کند . روی فیلمنامه بحثی زیادی نداشتند، بیشتر صلاحیت اینجانب به عنوان کارگردان برایشان جای تردید داشت. مثل امروز نبود که همه صالح هستند. خلاصه ۱۳۸۷ پروانه ساخت آن صادر شد. ۱۳۸۸ فیلم تمام شده بود و روی میز اداره نظارت بود تا بررس ها ببینند و پروانه نمایش آن صادر شود. بررس ها که با فضای خاص فیلم خیلی ارتباط برقرار نکرده بودند، خواستند ببینند این پسره در کلهاش چه میگذرد، پس مرا خواستند و اولین سؤالی که از من شد همین بود : که خب آقای آل احمد خود شما بگویید در فیلم چه چیزی را خواسته اید بیان کنید. من همه جا درباره داستان و محتوای فیلم جار زده بودم ، اما به من برخورده بود چون حکم بازجویی داشت. در یک کلام ، فیلم را توطئه میدیدند ، از فیلم برداشتهایی داشتند که برایم غریب بود ، در آن اتاق همه چیز در سایهای از سیاست دیده می شد. بگذریم مباحثشان طولانی بود. حرفهای من بیفایده ، آنها از قبل به نتیجه رسیده بودند. سرانجام اصلاحیه های فراوان دادند که نشدنی بود ، مثلا اینکه هر جا علامت یا نامی از ایران هست پاک شود. به عنوان مثال شماره اتومبیل ها و …

بگذریم سرانجام بعد از چهارسال در سال ۱۳۹۱ پروانه نمایش آن صادر شد. اما با مخالفت صریح رئیس اداره نظارت وقت که هم با صراحت به من گفتند و هم به پخش کننده فیلم تا به امروز به چرخه اکران نرسید. امروز هشت سال از آن روزها که فیلمنامه پوسته را می نوشتم می گذرد. شش سال از زمانی که فیلم را ساختیم . هزینهها ، زحمات گروه زیادی از هنرمندان ، صنعتگران و متخصصین رشتههای مختلف، بازیگران ، گروههای تولید و تدارکات ، فیلمبرداری ، طراحان صحنه و چهره ، جلوههای بصری ، تدوین ، صدا ، موسیقی ، لابراتوار و… سرنوشت فیلم پوسته بی شباهت به داستان خودش نیست . پوسته داستان اشتباهات انسانی است ، قضاوتهای اشتباه ، تصورات اشتباه. در فیلم میبینیم مردی که چهارده سال زندان بوده با اثبات بی گناهیش از زندان آزاد میشود . اما مسیر آزادی برای او مسیر پر خطری است…

  • arman
    13 January 2015

    فیلم بسیار بد و سیاهی بود .
    دارم در فیلم اصلاً تشکیل نشده و ضعف کارگردان و فیلم نامه کاملاً به چشم میخوره

  • تهمینه
    6 January 2015

    تماشای این فیلم برای من تجربه جالب و لذت‌بخشی نبود. از همان دقایق اول تا نقطه‌ی پایان، دنبالِ ادامه‌ی چیزی می‌گشتم که کارگردان در همان صحنه‌های اول در مغزم انداخته بود. البته ماجرایِ این‌که چرا اسم این فیلم پوسته گذاشته شده خیلی زود معلوم می‌شود، اما قصه در ذهن من قبل از شکل‌گرفتن، تمام شد. من فکر می‌کنم در این فیلم که به‌قول کارگردان‌ش رویاگونه است، بستر ِ کافی برای رویاپردازی هم به من داده نشد.
    بهرحال فیلم جنبه‌های مثبتی هم داشت، اما این‌قدر سرد و ساکت بود که نتوانست جذبم کند. تنها چیزی که باعث شد روی صندلی‌ام میخ‌کوب شوم شنیدن موسیقی تیتراژ پایانی بود. درحالی که مردم داشتند سینما را ترک می‌کردند، محسن نامجو داشت فریاد می‌زد ای‌کاش ای‌کاش ای‌کاش قضاوتی قضاوتی قضاوتی… من دوست داشتم کل آن 80 دقیقه را از بلندگوهای سینما کوروش نامجو گوش کنم…

  • ابوالفضل
    22 December 2014

    چه خوب باشه چه بد حیف که مشهد نمایشش نمی دن.

  • داوطلب ۳۷۷
    17 December 2014

    تکان دهنده٬سرد ٬تلخ٬متوسط رو به خوب . به طرفداران آندری زویاگینستف پیشنهاد میشه

*

code