Thursday 6 August 2020
FA EN
من از سپیده صبح بیزارم

Synopsis

امیر پسر جوانی که دستیار کارگردان است، بعد از بی خوابی شبانه برای رفتن به صحنه فیلمبرداری با بابک سپهری کارگردان مستقل سینما که درباره تنهایی پسر و دختری سندرم دان فیلم می سازد همراه می شود. در طول مسیر تا لوکیشن فیلمبرداری کارگردان دلیل بی حالی و پریشانی دستیارش را می پرسد و دستیار از طرحی برای ساختن فیلمی صحبت می کند که تا صبح خواب را از او ربوده است.
Director:علی کریم
Producer:
علی کریم
Screenwrite:
Cast:
بابک کریمی، امیر عزیزی، حسین اسکندری، محمد احمدی
Filming Director:
مرتضی هدایی
Sound Manager:
وحید مقدسی
Editing:
بهزاد مصلح
Awards:
در سال ۱۳۹۳ فیلم من از سپیده صبح بیزارم درhammer museum به دعوت Film & Television Archive در دانشگاه UCLA به نمایش در آمد. در سال ۱۳۹۲فیلم من از سپیده صبح بیزارم در بخش مروری بر سینمای ایران در فستیوال ادینبورگ هم به نمایش در آمد.
Iran Artists House

Iran Artists House

Honarmandan Park, Iranshahr St., Tehran

021-88310457

More Details
Museum Cinema

Museum Cinema

Bagh Ferows, Valiasr S

22723535

More Details
Azadi Pardis

Azadi Pardis

Vozara, Abbas Abad St., Tehran

021-84480

More Details
Mashhad, Hoveize Pardis

Mashhad, Hoveize Pardis

Golestan Sq., Daneshgah St., Mashhad

0511-8437575

More Details
Kourosh Pardis

Kourosh Pardis

Num. 57, near Central Payambar, Shahid Satari Hgw, Tehran

44971930-40

More Details
Kourosh Pardis

علی کریم (زاده ۱۸ مهر ۱۳۵۶، تهران) فیلمنامه‌نویس، کارگردان و تهیه کننده سینمای ایران است. علی کریم با بازیگری در تأتر با نمایش فرود سیاوشان به کارگردانی مریم معترف در سال ۱۳۷۸ فعالیت هنری را آغاز کرد و در دو نمایش از داود میرباقری با نام دندون طلا و مجلس زن کشی به عنوان بازیگر و دستیار کارگردان حضور داشت و در دو فیلم سینمای سگ کشی به کارگردانی بهرام بیضایی، مسافر ری به کارگردانی داود میرباقری و مجموعه تلویزیونی معصومیت از دست رفته به ایفای نقش‌های کوچکی پرداخت. علی کریم در سال ۱۳۸۲ به عنوان فیلمبردار پشت صحنه در فیلم مهمان مامان به کاگردانی داریوش مهرجویی حضور داشت و از سال ۱۳۸۳ به عنوان دستیاروبرنامه ریز کار در سینما و تلویزیون را با پروژه‌های تاریخی چون مستند اسکندر مقدونی، معصومیت از دست رفته (مجموعه تلویزیونی)، مختارنامه، ملک سلیمان آغاز کرد. علی کریم در زمینه عکاسی در سال ۱۳۸۵ به همراه رسول ملاقلی پور، محسن رسول اف، مریم فخیمی، نیما بالازاده، ساسان توکلی فارسانی، مهروا آروین …. در نمایشگاه گروهی عکسی با موضوع معماری شرکت کرد. در سال ۱۳۸۵ فیلمنامه نویسی را نزد ناصر تقوایی آموخت. در سال ۱۳۸۶ اولین فیلم کوتاه خود زرد،آبی،قرمز را در اولین کارگاه فیلمسازی عباس کیارستمی در ایران ساخت. در همان سال فیلم زرد،آبی،قرمز با موضوع فرش ایرانی در فستیوال سئول و مونترال حضور داشت. در سال ۱۳۸۷ فیلم کوتاه دوم خود با نام آسانسور را ساخت و در فستیوال‌های پوسان، آسیاتیکا فیلم مدیال حضور داشت. علی کریم اولین فیلم بلند سینمایی خود را با نام چاله را در سال ۱۳۸۸ در شهر کاشان به اتمام رساند. چاله در ۶۵ دوره فستیوال ونیز در بخش هفته منتقدین به نمایش در آمد وچون پروانه ساخت ویدئو داشت از نمایش در جشنواره فجر باز ماند. علی کریم در سال ۱۳۹۱ فیلم دوم خود را با نام من از سپیده صبح بیزارم برای حضور در جشنواره فیلم فجر آماده و در بخش نوعی نگاه به نمایش در آمد.

Kourosh Pardis

شاید انسان دیروز برای گریز از تنهایی و حذف فاصله ها و مرز ها بود که دست به دامان شبکه های اجتماعی و دیگر ابزار ارتباطی شد. گویا قرار بر این بود که تنهایی، به خاطره ای تلخ و دور مبدل شود. اما این پایان قصه نبود. وسایل ارتباط جمعی و شبکه های اجتماعی، موجب شد تا احساسات، افکار  و خصوصی ترین اطلاعات شخصی عیان شود و این هم تمام واقعیت نبوده و نیست. از پس این وسعت ارتباطات، قاره ها وکشورها و شهر ها همچنان نزدیک و نزدیکتر می‌شوند وما ساکنان دهکده جهانی هر روز دورتر و دروتر می‌شویم .”من از سپیده صبح بیزارم” حاصل نگرانی من از تبعات همین دوری ها و تنهایی هاست. در این روزگار سرشار از فجایع و زشتی ها، آنچه روبروی ما تصویر می‌شود تلخی و نا امیدی و سیاهی است. تعبیر کاملتری از زندگی را در دل روزهای سخت و سرد سراغ دارم که ما را به آرامش و لبخندی شیرین دعوت می کند و این خودِ خودِ زندگی‌ است.
فیلم “من از سپیده صبح بیزارم” حاصل مهربانی و اعتماد گروهی از دوستان و همکاران عزیزی است که در روزهای سخت با تمام مهرشان در کنار من ماندند تا ایده ای را به تصویر تبدیل کنیم. شاید در روزگار دوری ها و فاصله ها، داشتن این همه عزیز در کنار هم بی مثال باشد. به دنبال فرصتی بودم برای سپاس از دوستی همکارانم در این فیلم، که اگر نبودند کلمات همچنان بر کاغذ باقی می ماندند و خبری از تصویر ” من از سپیده صبح بیزارم ” نبود.

  • محسن
    14 March 2015

    خیلی خیلی دوست دارم فیلم رو ببینم اما فرصت دیدنش تو سانس های نمایش برام به وجود نیومد و الان هم با اکران نوروزی دیگر سانس های فیلم خیلی کم شده

  • سید رضا جوادی
    25 January 2015

    به نام خالق تمام زیبایی ها …. به نام آن که زیباست و زیبایی ها را دوست دارد … دوست داشتم دیدگاه خودم رو با یاد خالقم و کلمه ی “زیبایی” شروع کنم … من در این فیلم جز عشق ، محبت و زیبایی هیچ ندیدم … زیبایی و عشقی که در لحظه لحظه ی فیلم موج میزد و نشان دهنده ی این بود که کارگردان ، بازیگران ، عوامل و همه وهمه با چه عشقی دست به دست هم داده اند و نتیجه ی آن این اثر ناب ، متفاوت و بینظیر شده بود … حس شخصی خودم در ارتباط با لحظاتی که فیلم رو میدیدم این بود که انگار من هم دارم تو فیلم زندگی می کنم و با افراد و نقش های فیلم همزاد پندارم … وقتی در لحظه لحظه ی پخش فیلم حس خوب رو تو تمام سالن احساس کردم و از هم وطن های عزیزم این احساس خوب رو گرفتم … احساسات خوبم دوچندان شد … و وقتی در پایان فیلم صدای تشویق و کف زدن مردم رو شنیدم یه صدایی که انگار داشت بارون میومد .. دقیقا همون موقع بود که فهمیدم همه ی جمعیت مثل من با فیلم زندگی کردن و تمام تشویقا نشان دهنده ی همزاد پنداریه مردم با فیلم وهنرمندان آن بوده … در آخر تبریک و خسته نباشید به علی کریم … بابت خلق این همه احساس زیبا و فراموش نشدی برای هم وطنای ایران زمین … و آخرین حرف دوستان اگه هنوز این فیلم رو ندیدید حتما و حتما و حتما به تماشای این فیلم برید و از سینمای مستقل حمایت کنید …. تشکر از همه ی عزیزان

  • امیرطاهری
    25 January 2015

    بدون شک یکی ازبهترین فیلمای این چند سال اخیره.اما خب طبق معمول سینما روی اینجور فیلما تبلیغاتی نمیشه که دیده بشه.لطفا همه برید فیلمو ببینید تا حمایت بشه از کارگردان و تهیه کننده و کلا این سینما

  • سید رضا جوادی
    25 January 2015

    به نام خالق تمام زیبایی ها …. به نام آن که زیباست و زیبایی ها را دوست دارد … دوست داشتم دیدگاه خودم رو با یاد خالقم و کلمه ی “زیبایی” شروع کنم … من در این فیلم جز عشق ، محبت و زیبایی هیچ ندیدم … زیبایی و عشقی که در لحظه لحظه ی فیلم موج میزد و نشان دهنده ی این بود که کارگردان ، بازیگران ، عوامل و همه وهمه با چه عشقی دست به دست هم داده اند و نتیجه ی آن این اثر ناب ، متفاوت و بینظیر شده بود … حس شخصی خودم در ارتباط با لحظاتی که فیلم رو میدیدم این بود که انگار من هم دارم تو فیلم زندگی می کنم و با افراد و نقش های فیلم همزاد پندارم … وقتی در لحظه لحظه ی پخش فیلم حس خوب رو تو تمام سالن احساس کردم و از هم وطن های عزیزم این احساس خوب رو گرفتم … احساسات خوبم دوچندان شد … و وقتی در پایان فیلم صدای تشویق و کف زدن مردم رو شنیدم یه صدایی که انگار داشت بارون میومد .. دقیقا همون موقع بود که فهمیدم همه ی جمعیت مثل من با فیلم زندگی کردن و تمام تشویقا نشان دهنده ی همزاد پنداریه مردم با فیلم وهنرمندان آن بوده … در آخر تبریک و خسته نباشید به علی کریم … بابت خلق این همه احساس زیبا و فراموش نشدی برای هم وطنای ایران زمین … و آخرین حرف دوستان اگه هنوز این فیلم رو ندیدید حتما و حتما و حتما به تماشای این فیلم برید و از سینمای مستقل حمایت کنید …. تشکر از همه ی عزیزان

  • مهدی غضنفری
    25 January 2015

    من از سپیده صبح بیزارم ساخته علی کریم یکی از بهترین آثار اکران شده در گروه سینمایی هنر و تجربه است . فیلمی گرم و صمیمی با بازی ای استثنایی از بابک کریمی و نقشی که خوب نوشته شده است و فیلم در فیلمی که آشکارا درس زندگی است ….مخلصیم

  • nnnnn
    25 January 2015

    فيلم فوق العاده است، فوووق العاده…
    فيلمنامه بدون نقص
    شخصيت ها به جا و با منطق
    استفاده از استعداد بازيگران استثنايي و دليل واضحه حضورشون (نه استفاده ابزاري و تحريك غده اشكي مخاطب)
    كارگرداني خلاق و نكته سنج

  • nnnnn
    25 January 2015

    فيلمنامه بدون نقص
    شخصيت ها به جا و با منطق
    استفاده از استعداد بازيگران استثنايي و دليل واضحه حضورشون (نه استفاده ابزاري و تحريك غده اشكي مخاطب)
    كارگرداني خلاق و نكته سنج

  • ایران مسعودی
    2 January 2015

    یک فیلم ناب و ظریف با تصاویر درخشان. برای لذت بردن و تفکر و عاشقی…برای لحظه لحظه تجربه دلدادگی. برای بار اول در طول زندگی ام دلم خواست چنین نقشی را بازی میکردم… برای اولین بار در طول زندگی ام حسرت بازی چنین نقشی را به عنوان یک بازیگر داشتم: نقش مهسا.

  • پریس
    1 January 2015

    دوست داشتم خیلی، بازیها درست و کاملا سر جاش بود تسلط در کارگردانی و مدیریت درست کارگردان کاملا محسوس بود به ذلیل اینکه اساسا ساخت چنین درامی که روایتی مستند گونه دارد با کوچکترین حرکت اضافه ای میتواند مخاطب را به قهقری ببرد که خوشبختانه این فیلم از هر گونه گلدرشتی مبرا بود

  • ریحانه
    1 January 2015

    واقعا حس عجیبی تو فیلم هست… در حین دیدنش، برات نوستالژی میشه! برای تمام اون انسان های نازنین توی فیلم (حتی مثلا واسه نوه ی یکی از اون پیرمردهای باصفا که دیالوگی نداره) دلت تنگ میشه… دلت تنگ میشه واسه آدمایی که تو این خفقان، مثل فرشته ها میمونن… واسه آهنگی که دسته جمعی میخونن… واسه کارگردان آروم و خیام گونه توی فیلم.
    احتمالا از فیلمای بالینی من بشه… ممنون از استاد کیارستمی برای راهنمایی چنین شاگرد مستعدی … ممنون از علی کریم که لحظاتمونو زیبا کرد و آیندمونو امیدوارانه تر.

  • فرهاد مجابی
    31 December 2014

    این قطعه را در فیلم میشنوید
    تقدیم به آنها که فیلم “من از سپیده صبح بیزارم” را دیده اند و خوششان آمده
    https://soundcloud.com/rahmatizadeh/green-fields-terry-gilkyson-the-easy-riders

  • عرفان
    30 December 2014

    سه داستان در يك داستان – پيچيدگى در عين سادگى – روايت خودمونى كه ناخوداگاه وارد فيلم ميشى.نميدونى كِى ولى وقتى ميفهمى كه فيلم تموم شده.با كلى پيام خوب.اون هم تو اين زمونه پر از عشقهاى مثلثى 🙁 داستانهاى تلخ 🙁 و عجيب قريب-باورپذيرى اين فيلم اون هم با اين روش ساخت از اين كارگردان جوان بشدت آدم رو ياد عباس كيارستمى ميندازه بااون نوع نگاه خاص و جهانبينى استاد به مسائل متفاوت.منتظر كارهاى جديد از او

  • Mona
    30 December 2014

    يه فيلم صميمى يه كارگردانى حساب شده ، اين فيلم منو ياد اثار كارگردان بزرگ ايران و جهان انداخت و شايد دليل تقديم فيلم به اقاي عباس كيارستمى به همين دليل بوده باشه متفاوت با بقيه فيلم هاى تلخ امروز با نگاهى انسانى وبا اميد .فكر ميكنم با هر سليقه اى نبايد ديدن اين فيلمو از دست بديم …

  • هومن داودی
    26 December 2014

    فرم و اجرای بسیار بسیار خوب این کار شگفت زده ام کرد . کارگردانی عالی و درست این فیلم مثال زدنی است. بازی هایی که به زعم من در هیچ فیلم داخلی و خارجی تا به حال نظیرش را ندیدم یه جور واقع گرایی عجیب و پر سوال که چطور بازیگرها به این میزان تسلط رسیده اند که صد البته نشان دهنده کارگردانی و هدایت درست بازیگرها می باشد. این فیلم زیبا و بی نهایت درست و فکر شده را از دست ندید. هنوز هیجان زده ام از تجربه شعر گونه ای که این فیلم در من ایجاد کرد. به نظرم درسینمای ایران کارگردان بزرگی ظهور کرده است. خسته نباشید و باز هم منتظر کارهای درخشان بعدی این کارگردان هستم . خوشحالم که سینما هنوز نمرده است. خ و ش ح ا ل م

  • تهمینه
    26 December 2014

    شاید یکی از بهترین صحنه‌های فیلمِ “من از سپیده صبح بیزارم” پوستری باشد که در آن، جوانی در تنهایی و پشت به ما به تهرانِ شلوغ و بی‌انتها نگاه می‌کند. داستان این فیلم درباره یک کارگردان میان‌سال و دستیارِ جوان‌ش است. در یکی از دیالوگ‌های این دو نفر، معلوم می‌شود که کارگردان سپیده صبح را دوست دارد، اما دستیارش از آن متنفر است. شاید به‌خاطر همین، اسم فیلم ابتدا به‌طرز خنده‌داری به “من عاشق سپیده صبحم” تغییر کرده‌بود! البته ماجرای اصلی همین تضاد است که بین ما و نسل قبل‌مان فاصله می‌اندازد. اما وقتی کارگردان از کلمه “بیزار” در عنوان اصلی استفاده می‌کند یعنی روایت او از این داستان تلخ است و نمی‌توان اسم فیلم را برای قشنگی عوض کرد! سپیده صبح برای او مایه انزجار است و شب‌ش را هم به‌ بی‌خوابی سپری کرده چون در آن پسری جوان از دوست دخترِ فیس‌بوکی‌اش ناامید می‌شود و جوانی دیگر در تنهاییِ خود خودکشی می‌کند و فیلم‌ وصیت‌ش را در فیس‌بوک می‌گذارد تا دیده شود.
    من از تماشای این فیلم لذت بردم و اتفاقا از آن دسته از فیلم‌هایی هم بود که موقع تیتراژ پایانی نمی‌خواستم از صندلی‌ام بلند شوم و این یعنی فضا دوست‌داشتنی بود و ارتباط هم با مخاطب برقرار شده‌بود. اما ایده اصلی فیلم که درباره تنهایی ما آدم‌های این نسلِ تکنولوژی و فیس‌بوک است را دوست نداشتم. البته نه این‌که ما آدم‌های تنهایی نباشیم، هستیم، اما در کنار آن آن‌قدر چیزهای عجیب و هیجان‌انگیز داریم که نسل قبل هیچ‌کدام‌شان را نداشته‌است. شکی در این نیست که عصر ما با پدربزرگ‌هایمان متفاوت است و این اتفاقی است که نوه‌های آینده‌مان هم تجربه‌اش می‌کنند. اما چرا یادمان می‌رود که هر سبک زندگی‌ای آفت‌های خودش را دارد؟ چه‌کسی می‌تواند قضاوت کند که زندگی میان بیماری‌های مسری و خرافات بهتر بود یا تنهایی در سپیده صبح؟

  • امین
    18 December 2014

    واقعا لذت بردم. همراه فیلم رفتم جلو . خوشم اومد 🙂

  • فرهاد مجابی
    11 December 2014

    خیلی فیلم خوبی بود
    یک دلنشینی خاصی داشت
    خیلی لذت بردم

    حتما ببینید

  • مرسلی
    11 December 2014

    یه فیلم گرم و صمیمی… با کارگردانی و اجرایی ظریف و نامرئی… یه “طعم گیلاس” سرزنده و شاداب… و یه “حسین” عاشق که به معنای واقعی کلمه آرتیسته

    این فیلم، انقدر حال آدمو خوش میکنه که ناخودآگاه اسم اولیه فیلم رو به زبون میاریم ” من عاشق سپیده صبحم”

*

code